|
در برخورد با قضيهي فالون گونگ از ميان هفت
عضو دائم كميتهي مركزي حزب کمونيست چين،
جيانگ زمين تنها كسي بود كه تأكيد زيادي بر
سركوبكردن داشت. بهانهاي كه او براي اين كار
تراشيد ”نجات حزب و كشور“ بود. با اين كار او
بر نقطهي حساس حزب انگشت گذاشت و حزب را به
مبارزه تحريك نمود. تلاش جيانگ زمين براي حفظ
قدرت شخصياش و تلاش حزب کمونيست چين براي حفظ
ديكتاتوري و حكومت تك حزبياش در اينجا هم
راستا و متحد گرديد.
در عصر روز نوزدهم جولاي 1999، كنفرانسي توسط
مقامات بلند پايهي حكچ به رياست جيانگ
زمين تشكيل شد. او با استفاده از قدرت
سياسياش قانون را زير پا گذاشته، شخصاً به
افكار اعضاء جهت داد و تصميم بر آغاز يك
سركوبي و مبارزهي همهجانبه عليه فالون گونگ
اتخاذ كرد. او فالون گونگ را به نام دولت چين
ممنوع اعلام كرده و عامهي مردم را فريب داد.
حزب کمونيست چين، دولت چين و مكانيزم خشن تحت
كنترل حزب، همگي در يك سركوبي همه جانبه و
تمام عيار عليه ميليونها تمرينکنندهي
بيگناه فالون گونگ به كار گرفته شدند.
در برنامهريزي استراتژي سركوب، سه سياست به
كار برده شد: ”خدشه دار كردن آبرو و اعتبار
[تمرينکنندگان فالون گونگ]، سوق دادن [آنها]
به سمت ورشكستگي مالي و آسيبرساني فيزيكي [به
آنها]“. متعاقب آن مبارزات سركوبسازي با تمام
قدرت آغاز گرديد.
سياست ”وارد آوردن خدشه به آبروي
تمرينکنندگان فالون گونگ“ وظيفهي رسانهها
بود كه خود تحت كنترل مطلق حزب کمونيست چين
بودند. در روز 22 جولاي 1999 يعني 3 روز پس از
شروع مبارزه و دستگيري تمرينکنندگان فالون
گونگ در سراسر كشور، رسانههاي خبري تحت كنترل
حزب کمونيست چين يك حملهي تبليغاتي تمام عيار
را بر ضد فالون گونگ آغاز كردند. براي مثال
در طول ماههاي باقي مانده تا پايان سال 1999،
تلويزيون مركزي چين (CCTV) واقع در پكن، روزي
7 ساعت برنامهي از قبل ضبط شده در جهت دروغ
پراكني بر ضد فالون گونگ پخش ميكرد. توليد
كنندههاي اين برنامهها كار خود را با تحريف
و دروغ جلوه دادن سخنرانيهاي آقاي لي هنگجي
بنيانگذار فالون گونگ آغاز كرده و سپس به
مواردي تحت نام خودكشي، جنايت و مرگ به علت
امتناع از درمانهاي پزشكي پرداختند. آنها هر
چه توانستند در جهت لكهدار كردن حيثيت و وارد
كردن اتهام به فالون گونگ و مؤسس آن انجام
دادند.
بيش از 2000 روزنامه، 1000 مجله و صدها
ايستگاه راديويي و تلويزيوني محلي تحت كنترل
حزب کمونيست چين با تمام قدرت شروع به حمله و
ضربه زدن به فالون گونگ كردند.
در سفارتخانهها و كنسولگريهاي خارج كشور
نيز تعداد زيادي آلبوم، لوح فشرده و جرايد در
جهت انتقاد و ”افشاگري“ فالون گونگ عرضه شد.
ستون مخصوصي در وب سايت وزارت امور خارجه براي
انتقاد و ”افشاگري“ فالون گونگ قرار داده شد.
حزب کمونيست چين در كنار دروغ پردازيها و
شايعه پراكنيهايش با تمام توان از گسترش
اخبار و اطلاعات مربوطه نيز جلوگيري ميكرد.
گزارشات برون مرزي مربوط به فعاليتهاي فالون
گونگ را در نطفه خفه كرد و از گسترش اخبار
مربوط به دفاعيات تمرينکنندگان آن جلوگيري
ميكرد. تماميكتابها و مدارك مربوط به فالون
گونگ بدون استثناء از بين برده شد. اقدامات
شديد امنيتي در جهت جلوگيري از موفقيت
تلاشهاي خبرگزاريهاي خارجي در جهت مصاحبه با
تمرينکنندگان فالون گونگ در چين اتخاذ گرديد،
اقداماتي از قبيل بيرون كردن روزنامهنگاران
از كشور، تحت فشار گذاشتن خبرگزاريهاي خارجي
و اجبار آنها به سكوت با توسل به تهديد و
ممنوعيت ادامهي كارشان در چين.
عُمال حزب کمونيست چين سياستي را در كل كشور
اتخاذ كردند كه آن ”ورشكست كردن
[تمرينکنندگان فالون گونگ]“ بود. در مدت 5
سال از شروع سركوب، صدها هزار تمرينکنندهي
فالون گونگ به جريمههاي نقدي سنگين از
هزاران تا دهها هزار يوان محكوم شدهاند. اين
اقدامات همه در جهت وارد كردن خسارات مالي
سنگين به آنان انجام گرفته است. بدون هيچ گونه
توجيهي، دولتهاي محلي، اماكن كاري،
كلانتريها و ادارات امنيت عمومي جريمههاي
دلخواه خود را بر آنان تحميل كردهاند. به
آناني كه اموالشان ضبط شده يا جريمه كردهاند
هيچگونه رسيدي داده نشده و هيچ قسمت از قانون
در مورد آن صدق نكرده است. براي اين كار هيچ
رويهي قانوني وجود ندارد.
جستجوي خانهها و غارت آنها از ديگر شكلهاي
دزدي و تهديد تمرينکنندگان فالون گونگ است.
آنهايي كه بر اعتقادشان پا فشاري ميكردند
منازلشان وقت و بي وقت توسط پليس بدون حكم
تفتيش مورد بازرسي قرار گرفته و پول نقد و
اشياء قيمتيشان بدون هيچ توجيه قانوني مصادره
شده است. در مناطق خارج از شهر حتي از آذوقهي
غذايي و غلات آنان چشمپوشي نکردهاند. هيچ يك
از اقلام مصادره شده از تمرينکنندگان فالون
گونگ در جايي ثبت نگرديده و هيچ رسيدي در
مقابل آن صادر نگرديده است. معمولاً كساني كه
اموال را ضبط ميكنند آنها را براي خود نگه
ميدارند.
در عين حال تمرينکنندگان فالون گونگ با خطر
بيكار شدن نيز روبه رو هستند. در مناطق خارج
از شهر روستاييان به مصادرهي زمينهايشان
تهديد شدهاند. حزب کمونيست چين حتي افراد
سالمند بازنشسته را نيز مستثني نكرده، مقرري
ماهيانهشان قطع شده و دولت آنها را از محل
سكونتشان اخراج كرده است. اموال برخي از
تمرينکنندگان كه در كار تجارت هستند مصادره
گرديده و حسابهاي بانكيشان مسدود شده است.
شكنجههاي وحشيانهي انجام گرفته بروي
تمرينکنندگان فالون گونگ بسيار متنوع هستند.
كتك زدن، شلاق زدن، شكنجه با شوك الكتريكي،
قرار دادن شخص در سرماي شديد در حد يخ زدن،
بستن با طناب، دستبند و پا بند زدن براي مدت
طولاني، سوزاندن با شعله آتش، آتش سيگار و آهن
داغ، دستبند زدن و آويزان كردن، اجبار به
ايستادن يا زانو زدن براي مدت طولاني، كتك زدن
با چوب ني يا كابل، سوء استفادهي جنسي و
تجاوز به عنف تنها بخشي از اين شكنجهها را
تشكيل ميدهد. در اكتبر سال 2000 زندانبانان
زندان ماسانجييا (Masanjia) هجده زن
تمرينکنندهي فالون گونگ را مجبور به در
آوردن لباسها بطور كامل كرده و آنها را به
درون سلولهاي زندان مردها انداختند تا به
آنها تجاوز كنند. تمامي اين جرايم به طور كامل
ثبت گرديده و ليستهاي بيشماري را تشكيل
دادهاند.
آن عده از تمرينکنندگان فالون گونگ که انواع
شكنجهها را تحمل كرده و توانستهاند از كام
مرگ فرار كنند چيزي بيش از يكصد نوع روش شكنجه
را ذكر كردهاند كه مثالهاي زير از
آنجملهاند.
كتكزدن وحشيانه از رايجترين روشهاي
شكنجهي تمرينکنندگان فالون گونگ است. پليس
و زندانبان ارشد مستقيماً آنها را كتك زده و
حتي زندانيان ديگر را به زدن آنها تحريك
ميكنند. بسياري از آنها در اثر اين كتكها
شنوايي خود را از دست داده، بافتهاي گوش
خارجيشان مجروح گرديده، كرهي چشمانشان ضربه
خورده، و دندانهايشان خرد شده و جمجمه،
ستون فقرات، قفسه سينه، ترقوه، لگن خاصره،
دستها و پاهايشان شكسته و يا دستها و
پاهايشان قطع گرديده است. برخي از شكنجهگران
بطور وحشيانهاي به بيضههاي زندانيان مرد
ضربه زده يا آنها را تحت فشار قرار داده و با
لگد به اندام تناسلي زندانيان ضربه ميزنند.
اگر زنداني به حرف نيايد عمل كتكزدن را آنقدر
ادامه ميدهند تا پوست زنداني از بين رفته و
گوشت آن بيرون بزند. بدن زنداني بطور كامل
تغيير شكل داده و پوشيده از خون ميشود با اين
حال شكنجهگر دست از شكنجه برنداشته و روي بدن
زخمي آنان نمك ريخته و با باتونهاي برقي به
آنها شوك الكتريكي وارد ميكند. شكنجهگران سر
تمرينکنندگان را در كيسههاي پلاستيكي قرار
داده و آنها را از ترس خفهشدن به حرف
واميدارند.
شوكهاي الكتريكي از ديگر انواع شكنجههايي
است كه در اردوگاههاي كار اجباري براي آزار و
شكنجهي تمرينکنندگان فالون گونگ بكار
ميرود. پليس از باتونهاي برقي براي شوكدادن
به قسمتهاي حساس بدن اين زندانيان استفاده
ميكند. قسمتهايي مثل دهان، بالاي فرق سر،
سينه، اندامهاي تناسلي، باسن، رانها، كف
پاها، سينههاي زندانيان زن، و آلت زندانيان
مرد. بعضي از پليسها همزمان از چند باتون
برقي براي دادن شوك به يك منطقه استفاده
ميكنند بطوريكه گوشت آن قسمت سوخته و رنگ آن
تيره و كبودرنگ ميشود. گاهي سر و مقعد بطور
همزمان شوك داده ميشوند. اغلب پيش آمده كه
پليس بطور همزمان از تعداد ده يا بيشتري باتون
برقي براي كتك زدن يك زنداني براي مدت زماني
طولاني استفاده كرده. يك باتون برقي معمولي
دهها هزار ولت جريان برق را ايجاد ميكند.
زماني كه تخليهي الكتريكي انجام ميدهد نور
آبي به همراه صداي الكتريستهي ساكن توليد
ميكند. زمانيكه جريان الكتريكي باتون وارد
بدن شخص ميشود احساسي مثل سوختگي يا
مارگزيدگي به او دست ميدهد. هر شوكي به
تنهايي مثل يك نيش مار است. پوست بدن قرباني
قرمز شده، شكسته و ميسوزد و زخمهاي او چرك
ميكند. باتونهاي برقي با ولتاژ قويتري نيز
وجود دارند كه در اثر آنها قرباني احساس
ميكند با چكش به سرش ميكوبند.
پليس همچنين از آتش سيگار براي سوزاندن
دستها، صورت، كف پاها، سينه، پشت، نوك
سينهها و غيره استفاده ميكند. آنها با فندك
دستها و اندام تناسلي زندانيان را
ميسوزانند. ميلههاي آهني خاصي را در كورهي
الكتريكي حرارت ميدهند تا قرمز شود. بعد با
آنها پاهاي تمرينکنندگان فالون گونگ را
ميسوزانند. پليس همچنين از ذغال برافروخته و
قرمزشده براي سوزاندن صورت زندانيان استفاده
ميكند. پليس يكبار شخصي را كه پس از تحمل
شكنجههاي وحشيانهي زياد هنوز نفس ميكشيد و
نبض داشت سوزاند و شخص جان داد. بعداً پليس
ادعا كرد كه مرگ او ”خودكشي“ بوده است.
پليس به سينهها و اندامهاي تناسلي
تمرينکنندگان زن ضربه زده و آنها را مورد
تجاوز فردي و جمعي قرار ميدهد. بعلاوه
لباسهاي زندانيان زن را پاره كرده و آنها را
به درون سلولهاي پر از زندانيان مرد
مياندازد تا به آنها تجاوز كنند. از
باتونهاي برقي براي شوكدادن به سينهها و
اندام تناسليشان استفاده ميكند. با فندك نوك
سينههايشان را سوزانده و باتون برقي را داخل
آلت تناسلي آنها كرده و به آن شوك ميدهد.
آنها چهار مسواك را از قسمت دسته به هم ديگر
بسته و آنرا داخل آلت تناسلي زنان كرده و آنرا
ميچرخانند. زندانيان زن را از قسمت آلت
تناسلي از قلاب آويزان كرده و يا دستهاي
آنان را از پشت دستبند زده و نوك سينههايشان
را توسط قلابهاي سيمي فلزي كه به جريان برق
متصل است ميكشند.
آنها همچنين تمرينکنندگان فالون گونگ را به
درون سردابها و دخمههاي پر از فاضلاب
مياندازند. تراشههاي بامبو را زير ناخنهاي
آنها كرده و آنها را در اتاقهاي نموري كه
ديوارها، كف و سقفش پوشيده از كپكها و
قارچهاي قرمز، سبز، زرد، سفيد و غيره است
زنداني ميكنند تا زخمهايشان عفونت كند.
همچنين در سلولشان سگ، مار و عقرب رها
ميكنند تا گازشان گرفته و نيششان بزند و
داروهاي تخريبكنندهي اعصاب به آنها تزريق
ميكنند. اينها تنها چند نوع از روشهاي
بسياري است كه تمرينکنندگان فالون گونگ را
در اردوگاههاي كار اجباري با آنها شكنجه
ميدهند.
يکی از نمونههای اين شکنجهها که اخيراً
نيز در برخي از رسانهها بازتاب پيدا کرد،
بدين صورت است که اعضای بدن
تمرينکنندگاني که در اردوگاههاي کار
اجباري زنداني شدهاند اعم از کليه، جگر و
قرنيه چشم درحالی که زندانی زنده است از
بدن آنها جدا گرديده به بيمارستانهای
مختلف در تايلند و بقيه نقاط جهان فروخته
میشوند. بقايای اجساد نيز به درون
کورههای زبالهسوز ريخته شده و سوزانده
ميشوند. از آنجا که روند کار در اردوگاه
بسيار فجيع و سعبانه است اکثر پرسنل کادر
پزشکی بهکار گرفته شده در آن دچار ضايعات
و اختلالات شديد روحی و روانی هستند. برخی
از آنان دست به خودکشی زدهاند. هيچکسي
نمیداند چند اردوگاه مرگ اينچنيني در
چين وجود دارد!
|